موضوع انشای ائمه و معصومین: تابستان خود را چگونه گذراندید؟ قسمت دوم

حضرت ایوب:

تابستون امسال قرار بود با خانم بچه‌ها بریم سواحل مصر که البته اولش باید برای بچه‌ها گذرنامه میگرفتم که گفتن باید صبر کنید و من یه دو سالی‌ صبر کردم و چون خبری نشد، شال و کلاه کردم که به اداره گذرنامه برم ولی‌ اول باید یه چند ماهی‌ منتظر کاروانی میشدم که به مقصد شهر حرکت میکرد ولی‌ هر چقدر صبر کردم خبری نشد که مجبور شدم خودم با پای پیاده به شهر برم که موقع رفتن، همسرم رحیمه از من خواست تا صبر کنم که بره برام یه مشک آب بیاره که من هم یه چند روز دم در صبر کردم تا جایی‌ که علف زیر پام سبز شد اما همسرم نیومد که نیومد من هم بالاخره حوصلم سر رفت و رفتم ببینم که چه خبر شده که دیدم که فوت کرده و صد البته این کار رو امتحان الهی دونستم و به روی خودم نیاوردم و از دختر بزرگم خواهش کردم که وظیفه مادر رو به عهد بگیره و برام آب بیاره که اونهم رفت و ۹ ماه بعد با شکم برامده به پیشم اومد و معذرت خواست که چون حامله هست نمی‌تونه برام آب بیاره و من هم شاکی‌ شدم چون بالاخره صبر من هم حدی داره واسه همین خودم رفتم و مشک آب رو پر کردم و راهی‌ شدم که همون اول لنگه کفشم رو گم کردم و روز دوم کیف پولم رو و روز سوم مدارک بچه‌ها رو و روز چهارم مورد حمله راهزنان قرار گرفتم اما هر بار خدا رو شکر میکردم که من رو از این آزمون‌ها سربلند بیرون میاره … خلاصه سرتون رو درد نیارم .. به شهر رسیدم و جلوی سفارت مصر ۳ روز و شب تو صفی منتظر موندم که به محض اینکه نوبتم شد فهمیدم که اشتباها تو صف خرید پلی استیشن ۳  بودم و صف ویزا اون صف بغلی بود که یه ۳ روزی هم اونجا منتظر شدم تا اینکه نوبتم رسید و از من مدارکم رو خواستن که متاسفانه اونها رو تو راه ‌گم کرده بودم واسه همین بهم ویزا ندادند و البته من هم ناراحت نشدم چون که لابد حکمتی در این کار بود و دست از آلت درازتر، به دیار خود برگشتم که متوجه شدم در نبود من سیلی آمده و همه داراییم رو با خود برده و همه فامیلم رو از دستم گرفته که البته خدا رو صد هزار مرتبه شکر کردم که بدین صورت تصمیم به امتحان من گرفته و نماز شکر به جا آوردم. خلاصه اینکه امسال قسمت ما نبود و انشا‌الله اگه خدا بخواد سال بعد به تعطیلات میرم

 

امام نقی‌:::::: 

بهار امسال خیلی‌ کسل کننده بود. نه کسی‌ میومد، نه کسی‌ میرفت، نه کسی‌ یادی از من میکرد، نه فرشته‌ای پیغامی میاورد، نه دعایی در حق من میشد، نه کسی‌ منو آدم حساب میکرد، نه درخواست شفایی، نه چیزی. خلاصه اینکه از جفای روزگار، دلگیر و رنجیده شده بودم و کنج عزلت اختیار کرده و حسابی‌ از امت اسلامی نامید شده بودم برای همین تصمیم گرفتم که امسال  با منزل و کنیز‌ها به بلاد کفر عزیمت کنیم که ناگهان…. معجزه‌ای رخ داد. یک روزی با همهمه مردم از خواب بیدار شدم و جمعیت عظیمی‌ رو در جلوی در مشاهده کردم که با اطرافیان من فرق داشتند. اینهایی که من دیدم، سر و روی آنچنانی داشتند و لباس‌های زرق و برق دار تنشان بود و به جای بوی گلاب، بوی ورساچی میدادند. به میانشان رفتم و به ابراز محبت اینها پاسخ دادم. بسیار افراد مهربانی بودند که از من عکس و فیلم تهیه کرده و در فیسبوق گذاشتند و مایل به شناخت روحیات و اخلاقیات این حقیر بودند. از آن روز زندگی‌ من متحول شد، روزی نبود که گروه فیلم برداری به سراغم نیاید و روزنامه نگاران از سراسر جهان درخواست مصاحبه میدادند. حتی بزرگان و مشاهیر جهان هم به نوبت ایستاده بودند: شکسپیر، نیوتن، پطرس فداکار، همه و همه بودند. باری، تابستان امسال زندگی‌ من متحول شد و دیگر لازم نبود که به بلاد کفر بروم چون که بلاد کفر خودش به سراغ من آمد.

 

سلمان فارسی‌:::::

تابستان امسال قرار شد که یه دوره تقویتی برای اعراب مدینه برگزار کنم و دو ماده درسی رو براشون تدریس کنم: ۱-کندن خندق ۲- استفاده از قاشق و چنگال هنگام غذا خوردن.

کلاس‌های تئوریک رو به خوبی‌ و بدون مشکلات اساسی گذراندیم اما متاسفانه چند نفر از اصحاب پیامبر در هنگام دروس عملی‌ شهید شدند چون که دروس رو با هم قاطی کرده بودند و یه چند نفرشان سعی‌ کرده بودند که غذا رو با بیل بخورند که دهانشان جر خورده بود و یه چند نفری هم سعی‌ در کندن خندق با قاشق غذا خوری داشتند که آنها هم به دلیل طولانی شدن کار، دچار گرما زدگی شده بودند و جان به الله مدینه  تسلیم کرده بودند. خلاصه اینکه مجبور شدیم همه واحد‌ها رو از اول برگزار کنیم و کّل تابستان درگیر این مساله بودیم. یه نکته جالب هم این بود که این تابستون، حضرت محمد از من، (که تنها فرد باسواد شبه جزیره‌ عربستان هستم) درخواست کرد که نامه‌ای خاضعانه  به خسرو پرویز بنویسم و در آن شاه ایران رو دعوت به اسلام کنم ولی‌ من به جای اون چند تا از داستان‌های قرآنی رو براش نوشتم که بعد‌ها شنیدم که خسرو پرویز پس از خواندن آنها به اطرافیان گفته بود که » این کرسی شعر‌ها رو کدوم خری نوشته؟ » و نامه رو پاره کرده بود.

حضرت علی اصغر:
امسال تابستون قرار بود که بابایی منو ببره شهر بازی کوفه و از اونجا بریم فیلم «حسین بابا و ۷۲ دزد بغداد» رو تماشا کنیم اما داداشی و مامانی و عمویی گفتن که به بابا اعتماد ندارن و اونها هم میخوان بیان و خلاصه اینکه قرار شد هر کسی که به بابا اعتماد نداره با ما بیاد و آخرش شدیم ۷۲ نفر و زدیم به صحرای کربلا. اوایل  مسافرت خیلی خوش گذشت، فقط این داداش سجاد بود که خیلی اذیت میکرد و شلوغ بود و بابا هم هی نفرینش میکرد و میگفت که اشالله ذات الریه بگیری و انشالله فلج اطفال بگیری و انشالله خیر از جوونیت نبینی و انشالله مالاریا بگیری و آخرش وقتی که همه دعاهای بابا مستجاب شدند و  سجاد همه این بیماریها رو گرفت، آروم شد و دیگه شلوغی نمیکرد و مثل بچه آدم تو ویلچرش نشسته بود و فقط سرفه میکرد… چند روز آینده هم اتفاق خاصی نیفتاد و فقط بعضی وقت ها که بابا یه کاروانی رو میدید، داد میزد و شمشیرش رو تو هوا تکون میداد و مثل فیلم های وسترن بهشون حمله میکرد و مردها رو میکشت و زن ها رو بغل میکرد و پیش من میاورد و با صدای میکی ماوس  بهم میگفت: ببین پسرم، عزیز دلم، تصدقت برم ، برات یه  مامانی جدید آوردم!…. خلاصه اینکه تو راه خیلی به من خوش گذشت و کلی مامان جدید پیدا کردم، البته مامان رباب اصلا خوشحال نبود و فقط گریه میکرد دستمال روی پیشونی سجاد میذاشت و بابا رو نفرین میکرد … اما یه روز رسید که ورق برگشت، یه شب یه دسته راهزن جلوی ما رو گرفتن و  نذاشتن که آب بخوریم و من تشنه موندم و فقط یه ذره آب تو شیشه شیر من مونده بود که باهاش میخواستیم شیرخشک درست کنیم که اون رو هم بابا حسین از دستم گرفت و گفت که میخواد  باهاش واجبی درست کنه و بکشه رو پاهاش چون که فردا میخواد بره اون دنیا و اونجا هم نکیر و منکر از پای پشمالو خوششون نمیاد …. فرداش هم من تو قنداقم دراز کشیده بودم و داشتم تو بغل بابا به یه شیشه شیر تگری فکر میکردم که یهو یکی از آقاهای بی تربیت یه آمپول به طرف بابا شلیک کرد و بابا هم سریع منو جلوی خودش گرفت و و آمپول خورد به من و کلی دردم اومد اما بابا گفت که این آمپولا برای من خوبه و درسته که درد میاره اما دیگه مثل سجاد مریض نمیشم و خلاصه اینکه اون روز هی  آمپول به طرف بابا پرت کردن و هی بابا پشت من قایم میشد تا اینکه من بیهوش شدم و دیگه چیزی نفهمیدم.
Advertisements

61 نظر برای “موضوع انشای ائمه و معصومین: تابستان خود را چگونه گذراندید؟ قسمت دوم

    • شما که اینقدر دم از ازادی میزنید میدونستید حسین بن علی همه چیز خودش را حتی ..حتی کودک 6 ماهه خودش را در راه اذادی خرج کرد؟ایا رفتار و حکومت داری علی بن ابیطالب را تا به حال برسی کرده اید.ایا میدانستید که او حتی پیگیر حقوق حیوانات نیز بود؟ایا رفتار وی را در برابر مخالفینش دیده اید؟ایا جنگ های وی را بررسی کرده اید؟

  1. به قول میرزا آقا خان کرمانی:
    اگر یک جلد کتاب از 24 جلد کتاب بحار الانوار علامه مجلسی را در هر کشوری انتشار بدهند ، دیگر امید نجات برای
    آن ملت کم است . حالا تصور کن که هرگاه 24 جلد از این کتاب در میان ملتی منتشر شود !
    محض ازدیاد بصیرت, یکی از حدیث های مهم این بحارالانوار را بدون کوچکترین دخل و تصرف نقل می کنم که مُشت نمونه خروار باشد:

    «علی علیه السلام در غزوه صفین ، قصد عبور از نهر فرات را داشت ولی معبرش معلوم نبود . به نصیر بن هلال
    فرمود برود کنار فرات ، واز طرف من ماهیی به نام کرکره را صدا کن ، و از او محل عبور را بپرس . نصیر اطاعت نمود و بر کنار فرات آمد و فریاد برآورد که یا کرکره ، بالفورهفتاد هزار ماهی سر از آب بیرون آوردند ، لبیک لبیک ، چه می گویی ؟
    نصیر جواب داد ، مولایم معبر فرات را می خواهد ، هفتاد هزار ماهی آواز برآوردند که ما همه کرکره نام داریم ، بگو این شرف در حق کدامیک مرحمت شده است تا اطاعت کنیم . نصیر برگشت و ماجرا را به عرض مولایش علی
    رسانید .
    فرمود ، برو کرکرة بن صرصره را بخوان . برگشت و ندا داد . این بار شصت هزار ماهی سر برآوردند که ما کرکرة
    بن صرصره هستیم ، این عنایت در حق کدام شده است ؟
    نصیر برگشت و پرسید . فرمودند ، برو کرکرة بن صرصرة بن غرغره را بخوان . نصیر بازگشت و چنین کرد .
    این بار پنجاه هزار ماهی و ماجرای پیشین تکرار شد .
    برگشت و مولا گفت : برو کرکرة بن صرصرة بن غرغرة بن دردرة را بخوان . تا اینکه در دفعه هشتم که فریاد برآورد ، ای کرکرة بن صرصرة بن غرغرة بن دردرة بن جرجرة بن عرعرة بن مرمرة بن فرفرة !
    آن وقت ماهی بسیار بزرگی سر از آب برآورد و قاه قاه خندید که ای نصیر ، به درستی که علی ابن ابیطالب با تو
    مزاح فرموده است ، زیرا او خودش همه راه های دریا و معبر ها و دجله ها را از ماهیان بهتر میداند ، ولی اینک
    به او بگو که معبر فرات آنجا است .
    نصیر برگشت و صورت حال را عرض کرد .
    حضرت فرمودند ، آری من به همه راه های آسمانها و زمین آگاهم . پس نصیر صیحه زده غش کرد . و چون
    به هوش آمد فریاد برآورد ، شهادت میدهم که تو همان خدای واحد قهاری . و آنگاه حضرت فرمود . چون نصیر
    کافر به خدا شده ، قتلش واجب است . آنگاه شمشیر از غلاف کشید و گردنش را بزد !!!!!»

    ( حدیثی در بحارالانوار علامه مجلسی معتبرترین و بزرگترین منبع مذهبی شیعیان )
    خردمند کاین داستان بشنود
    به دانش گراید ز دین بگسلد

    • با تاریکی نمی‌توان سراغ تاریکی رفت
      میرزا آقا خان کرمانی انسان والایی است و «سه مکتوب» او سرشار از اندیشه‌های ناب میهنی. مرگ با عزتش توسط عوامل استبداد نیز گویای شخصیت ارجمند اوست، اما داستان ماهی‌ها که در کتاب «ای جلال‌الدوله» به نقل از بحارالانوار مجلسی نوشته، واقعی نیست.
      ماهی در زبان عربی مونث مجازی است یعنی تای تانیث می‌گیرد. استفاده از «ابن» (به معنی پسر) برای ماهی که مونث مجازی محسوب می‌شود، جعلی بودن حدیث فوق را نشان می‌دهد. هر کس با زبان عربی اندک آشنایی داشته باشد می‌داند که «کرکره بن صرصره چقدر بی معناست…
      بگذریم که اصلاً چنین حدیثی وجود ندارد و معلوم نیست چه کسی آنرا ساخته و پرداخته است. در بحارالانوار و هیچ منبع روایی دیگر نیست.

      واقعش درصد بسیار بالایی از احادیثی که در جوامع روایی نظیر بحار الانوار جمع شده اعتبار ندارند. بحارالانوار که جای خود دارد، در «اصول کافی» و در دیگر کتب اربعه و حتی در صحاح سته (کتب شش گانه اهل سنت) هم خرافات و جعلیات بسیار است،
      بحارالانوار مفصل‌ترین کتاب حدیثی هست اما معتبرترین آن نیست.
      انگیزه محمد باقر مجلسی هم از نگارش آن جمع آوری و حفظ متون بود که گم و گور نشود. بهمراه شاگردانش همه احادیث را بدون آنکه غربال کند، فقط ثبت کرد. ادعا نداشت که آنچه را جمع آوری نموده، همه معتبر است. گاه در ذیل بعضی از احادیث صریحاً نوشته مضمون آن با قواعد و معارف ما ناسازگار است.
      بگذریم که اصلاً چنین حدیثی وجود ندارد و شخصی با نام نصیر بن هلال و یا عنوانی مشابه آن، نه در بحارالانوار و نه در هیچ یک از منابع روایی و تاریخی شیعه پیدا نمی‌شود. در دسته بندی حدیث‌ها هم چنین عنوانی وجود ندارد و چنانچه با علم رجال و دسته بندی‌ها که به صورت حسن، صحیح و… با ذکر سلسله راویان، که صحت یا جعلی بودن یک حدیث را نشان می‌دهد، آشنا باشیم، به ساختگی بودن آن پی می‌بریم بویژه که در متن آن اضطراب و غلو به چشم می‌خورد.
      البته احادیث غیرقابل دقاعی از این دست در منابع حدیثی (از مناقب شهر آشوب و مناهج الیقین علامه حلی گرفته تا مدینه المعاجز سید هاشم بحرانی و بحارالانوار مجلسی) یافت می‌شود. مثل سخن گفتن علی بن ابیطالب با جمجمه «جلندی بن کرکر»، همچنین سخن گفتن با یک ماهی به نام «میمونه»

      حالا از کرکره بن صرصره بگذریم…

      زیر سئوال بردن اعتقادات خرافی و تمسخر آن بسیار نیکوست اما برای این کار نباید به هر وسیله‌ای توسل جست. با تاریکی نمی‌توان سراغ تاریکی رفت.


      همنشین بهار
      http://www.hamneshinbahar.net

  2. خودت راشا د کردی حالا اماده جواب باش اگر ازاین به بعد اسا یش وارامش پیدا نکردی به یا د کا ری که کردی بیا فت حسرت اسا یش و نکبت درزند گی بر تو مبارک

  3. حیف تف که به صورت تو بندازم
    حیف ادم که به تو بگم وحیف فحش که به تو و مادر … و پدر … تو بدم .

  4. wagean wagti ensan in arajifha ra mikanad va az in janewarane walaei va dozdane eslami va adamkoshane bi hamejize sepah va basij ra mibinad taze mifahmad je dine kasif va zede ensanist

    • لابد دوست داریم. نه این که اون مقدسات برای خودشون یه گهی باشن بلکه دیدن جر خوردن شماهاست که خیلی حال میده.

  5. سرانجام به مدينه فاضله رسيديم!

    سال ها بود كه دلسوزان نظام آرزوی رسيدن به مدينه فاضله را داشتند، همان مدينه ی فاضله ای كه پيامبر اكرم در زمان حيات گرانقدرشان ساخته بودند. خدا شاهد است كه در راه رسيدن به اين رويا از هيچ كوششی فروگذار نكردند، سختی ها كشيدند، مرارت ها ديدند، تهمت ها شنيدند و چه خون دل ها كه نخوردند اما سرانجام همانطور كه خداوند سبحان در قران كريم وعده داده؛ مزد زحمات شان را گرفتند و ايران عزيزمان را تبديل كردند به همان مدينه ی فاضله ای كه سی و سه سال پيش، خمينی كبير وعده اش را داده بود.

    شكر خدا رهبر فرزانه ای داريم كه در دزدی و غارت همچون جد بزرگوارش ماهر و چيره دست است. البته در نظر داشته باشيد كه ايشان فاقد یک دست است و اگر دو دست داشت چه ميكرد؟

    در قتل و كشتار مخالفين كه به حمدالله همچون سيره نبوی عمل كرده ايم و نگذاشته ايم حتی یک مخالف نيز جان سالم به در برد.

    در تجاوز به عنف كه كارنامه درخشانی داريم و بی شک اين يكی از افتخارات نظام مقدس جمهوری اسلامی است.

    در تهی كردن جامعه از رحم و مروت و عطوفت و جوانمردی فوق العاده استثنايی عمل كرده ايم به طوريكه برادر به برادرش رحم نميكند.

    از رخت بر بستن اخلاق و معنويات از فضای جامعه كه ديگه هر چی بگيم كم گفته ايم. ماشاء الله همين طور دروغ و غيبت است كه از دهان ها بيرون می آيد.

    در اجرای احكام الهی كه بسيار عالی ظاهر شده ايم چنانكه مقامات عربستان نيز به ما رشک ميورزند. خوشبختانه آمار قطع دست و پا، اعدام، سنگسار، شلاق و زندان روز به روز در حال افزايش است.

    در خوار و پست كردن زنان نيز گرچه با دشواری هايی مواجه بوديم اما شكر پروردگار بسيار خوب عمل كرده ايم و خبرهای خوشی از بازار صيغه و ازدواج مجدد به گوش ميرسد.

    در ايجاد فقر و فساد و فحشا و تن فروشی كه بنابر روايت اسناد و مدارک با اختلاف فاحشی از صدر اسلام جلوتر هستيم.

    و البته با تمام اين پيشرفت ها بايستی اذعان كرد كه در زمينه های كشور گشايی، صدور اسلام، تصاحب زنان كفار و مهم تر از همه، هم آغوشی با طفل شيرخواره و ازدواج با دختر شش ساله بسيار ضعيف عمل كرده ايم كه انشاءالله اين نقيصه نيز با تدبير و رهنمودهای حكيمانه ی مقام معظم رهبری بر طرف خواهد شد.

  6. خدا لعنتتون کنه. عوضیا با این کارا دنبال چی هستین؟ عرضه دارین شبهه دربیارین تا جواب بگیرین. معلومه کسی که هیچ قدرتی نداره، فقط توهین و مسخره میکنه.

  7. احترام به مذاهب مردم یکی از اصول دموکراسیه کسانیکه به اعتقادات مردم به این شکل اهانت میکنند ،قدم درراه دیکتاتوری برمیداند .به خودتون بیاید وبانوشتن این مزخرفات باعث آزرده شدن خاطر مردم نشید .ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی ………………..این ره که تومیروی به ترکستان است

    • اعتقادات در قلب هر شخصي بله ولي نه خرافات. ما ايرانيها خودمونو گذاشتيم سره كار. علي حسين و و و هر كاري كردند براي نفع خودشون كردند چه نفعي براي ما ايرانيها بجا گذاشتند. ما به نحوي شتسشو دادن كه حتي سئوال كردن هم گناه به حساب مياد. حالا بعضي اين بالا ميخوان خودشونو كمي خالي كنند ولي دليل بر غير دمكرات بودن يك شخص نيست. اين يك احضاره نظر در باره تاريخ هست و بست كه معلوم نيست چقدر صحت داره.

    • چرند نگو برادر. ما چیزی به اسم احترام به مذاهب نداریم، احترام به آزادی مذاهب چرا. شما خوشت میاد استخون‌های پوسیده عرب رو پرستش بکنی، بکن، من هم دوست دارم این استخون‌های پوسیده و طرفداران بیگانه پرستش رو به چالش بکشم. اینکه دیگه آمپر چسبوندن نداره

  8. برای ظهور آقا امام زمان

    وقتی احمقی

    وقتی احمقی، یکی از راه می رسد و با لهجه دهاتی مزخرف می بافد و تو اتقلاب می کنی بدون اینکه بدونی که دقیقا داری چه کار می کنی .
    وقتی احمقی،به جمهوری اسلامی رای می دهی بدون اینکه بدونی اسلام دقیقا چه جور دینی است و جمهوری دقیقا چه تعریفی دارد
    وقتی احمقی ، وقتی می گویند اقتصاد مال خر است می خندی ولی بعد ها از دیدن قبض گاز و برق و تورم دو رقمی و قیمت نون بربری گریه می کنی
    وقتی احمقی ، روسری سر خواهر و مادرت می کنند و تو با خودت فکر می کنی که یک روسری سر کردن یا نکردن آنقدر ها هم مهم نیست.
    وقتی احمقی در برابر تمام حقوق ضایع شده ات کوتاه می آیی و نمی فهمی به مخاطره افتادن بخشی از آزادی از بین رفتن همه ی آن است
    وقتی احمقی ، برات مهم نیست که روزنامه ها را می بندند ، سرمایه های ملی را چپاول می کنند ،مخالفین را اعدام می کنند، مغزهای کشورت یکی بعد از دیگری فرار می کنند.
    وقتی احمقی برات مهم این است که کسی به تو کاری ندارد و نمی بینی که وقتی کل کشتی در حال غرق شدن باشد به زودی نوبت تو هم خواهد شد
    وقتی احمقی، باور می کنی که خدایی آن بالا نشسته که همه ی این جنایت ها را توجیه می کند ، باور می کنی که منجی تو در ته چاه است ، باور می کنی که نجات تو در دستان کسی به جز خود توست
    وقتی احمقی از اعتقادات تو سو استفاده می کنند و سر سفره برای آقا امام زمان بشقاب می گذارند و در قرن 21 از رمال و جن گیر و نیروهای شیطانی برایت در نهایت پر رویی دری وری می بافند
    وقتی احمقی همیشه کاسه کوزه ها را سر این و آن و دزدان و بیگانگان می شکنی و نمی بینی همه ی آنچه بر تو می گذرد از حماقت خودت بوده است
    وقتی احمقی اشتباهاتت را تا بی نهایت تکرار می کنی.
    خطاب این نوشته به همه ی کسانی است که آنقدر احمقند که حماقت خود را نمی بینند

    برای ظهور آقا امام زمان جمیعاٌ صلوات

    • اگه با دادن این فحش خودت رو راحت میکنی و دست از کولی بازی برمیداری، باشه. ولی‌ ببین آخه ارزش داره که به خاطر یه عرب بچه باز و زنباره، به یه هموطن فحش بدی؟

    • جالبه! طرف سیده یعنی رسول اکرم کس ننه اش گذاشته انتقامشو از بقیه میخواد بگیره! تازه این اصغرشونه ببین اکبرشون چه کیری خورده!

  9. شنیدین جنده زاده ها دشمن اماما میشن؟؟بابا اینا که تقصیر ندارن مادراشونو شیطون تو کونشون…وای ببخشید تو جلدشون رفته

  10. تو ارزشش را داره بخاطر همون یک مشت عرب فحش بخوری نمیشه توی وبلاگ بجای یک مشت عرب به خامنه ای فحش بدی؟الان ولی فقیه ما محمد ابن عبدالله و علی و نقی هستند؟یا خامنه ای ؟

  11. نوشتاری از صادق هدایت

    آنچه اسلام به ایران داد –

    ما که عادت نداشتیم دخترانمان را زنده به گور کنیم ، ما برای خودمان تمدن وثروت و آزادی و آبادی داشتیم و فقر را فخر نمیدانستیم همه اینها را از ما گرفتند وبجاش فقرو پشیمانی و مرده پرستی و گریه و گدائی و تأسف واطاعت از خدای غدار و قهار و آداب کونشوئی و خلأ رفتن برایمان آوردند ، همه چیزشان آمیخته با کثافت و پستی و سود پرستی و بی ذوقی و مرگ و بدبختی است.

    چرا ریختشان غمناک و موذی است و شعرشان چوس ناله است چونکه با ندبه و زوزه و پرستش اموات همه اش سرو کار دارند.

    برای عرب سوسمار خوری که چندین صد سال پیش به طمع خلافت ترکیده، زنده ها باید به سرشان لجن بمالند و مرگ و زاری کنند.

    … ، در مسجد مسلمانان اولین برخورد با بوی گند خلاست که گویا وسیله تبلیغ برای عبادتشان و جلب کفار است تا به اصول این مذهب خو بگیرند. بعد این حوض کثیفیکه دست و پای چرکین خودشان را در آن می شویند و به آهنگ نعره مؤَذن روی زیلوی خاک آلود خودشان دولا و راست میشوند و برای خدای خونخوارشان ورد و اَفسون میخوانند.

    … , عید قربان مسلمانان با کشتار گوسفندان و وحشت و کثافت و شکنجه جانوران برای خدای مهربان و بخشایشگر! است خدای جهودی آنها قهار و جبار و کین توز است و همه اش دستور کشتن و چاپیدن مردمان را میدهد وپیش از روز رستاخیز حضرت صاحب را میفرستد تا حسابی دخل امتش را بیاورد و آنقدر از آنها قتل عام بکند که تا زانوی اسبش در خون موج بزند.

    تازه مسلمان مومن کسی است که به امید لذتهای موهوم شهوانی و شکم پرستی آن دنیا با فقر و فلاکت و بدبختی عمر را بسر برد و وسایل عیش و نوش نمایندگان مذهبش را فراهم بیاورد. همه اش زیر سلطه اموات زندگی میکنند و مردمان زنده امروز از قواننین شوم هزار سال پیش تبعیت میکنند کاری که پست ترین جانوران نمیکنند.

    عوض اینکه به مسائل فکری و فلسفی وهنری بپردازند ، کارشان این است که از صبح تا شام راجع به شک میان دو و سه استعامنه قلیله و کثیره بحث کنند.

    این مذهب برای یک وجب پائین تنه از عقب و جلو ساخته و پرداخته شده. انگار که پیش از ظهور اسلام نه کسی تولید مثل میکرد و نه سر قدم میرفت ، خدا آخرین فرستاده خود را مامور اصلاح این امور کرده!

    تمام فلسفه اسلام روی نجاسات بنا شده اگر پائین تنه را از آن حدف کنیم اسلام روی هم میغلتد و دیگر مفهومی ندارد. بعد هم علمای این دین مجبورند از صبح تا شام با زبان ساختگی عربی سرو کله بزنند سجع و قافیه های بی معنی و پر طمطرق برای اغفال مردم بسازند ویا تحویل بدهند.

    سرتا سر ممالکی را که فتح کردند، مردمش را به خاک سیاه نشاندند و به نکبت و جهل و تعصب و فقر و جا سوسی و دوروئی و دزدی و چاپلوسی و کون آخوند لیسی مبتلا کردند و سرزمینش را به شکل صحرای برهوت در آوردند.

    اما مثل عصای موسی که مبدل به اژدها شد وخود موسی از آن ترسید این اژدهای هفتاد سر هم دارد این دنیا را می بلعد. همین روزی پنج بار دو لا راست شدن جلو قادر متعال که باید بزبان عربی او را هجی کرد، کافی است تا آدم را تو سری خور و ذلیل و پست و بی همه چیز بار بیاورد.

    مگر برای ما چه آوردند ؟ معجون دل به هم زنی از آرا و عقاید متضادی که از مذاهب و ادیان و خرافات پیشین ، هول هولکی و هضم نکرده استفراق و بی تناسب بهم در آمیخته شده است، دشمن ذوقیات حقیقی آدمی، و احکام آن مخالف با هر گونه ترقی و تعالی اقوام ملل است و به ضرب ششمشیر به مردم زوزچپان کرده اند. یعنی شمشیر بران و کا سۀ گدائی است، یا خراج و جزیه به بیت المال مسلمین بپردازید یا سرتان را میبریم. هر چه پول و جواهر داشتیم چاپیدند. آثار هنری ما را از میان بردند و هنوز هم دست بردار نیستند؛ هر جا رفتند همین کار را کردند.

  12. آیا می دانستید که امام حسین و یزید با هم فامیل بودند !؟
    نام:یزید

    شهرت:بنی امیه

    نام پدر:معاویه

    نام پدربزرگ:ابوسفیان

    نام جد بزرگ:عبدالمطلب

    —————————–
    نام:حسین

    شهرت:بنی هاشم

    نام پدر:علی

    نام پدربزرگ:محمد و ابوطالب

    نام جد بزرگ:عبدالمطلب

    —————————–
    نتیجه گیری:

    رابطه حسین و یزید: پسر پسرعمو

    رابطه علی و معاویه:پسرعمو

    رابطه معاویه و محمد:پسرعمو

    رابطه ابوسفیان و ابوطالب:برادر

    رابطه محمد و ابوسفیان:ابوسفیان عموی محمد

    رابطه ابوسفیان و علی:ابوسفیان عموی علی

    —————————–
    محرم ماه اول سال قمری است و همه ی عرب های دنیا دقیقا تا 10 محرم جشن میگیرند.

    حالا این وسط ما شدیم کاسه ی داغ تر از آش و از اول تا 10 محرم عزاداری می کنیم !

    حالا به مردم بگو که کدومتون بابک خرم دین ، مازیار ، ابومسلم و غیره رو میشناسید !؟

    به قول مرحوم احمد کسروی تبریزی :

    بدبخت ملتی که تاریخ کشورش را نداند

    شوربخت تر از آن ملتی که نخواهد تاریخ کشورش را بداند

    تیره بخت تر از آن ملتی که تاریخ کشورش را به ریشخند بگیرد

    که هر سه گزینه متاسفانه شامل حال ما می شود

    و یکی از عوامل اصلی بدبختی و تیره روزی و عقب موندگی ما همین موضوع است.

  13. یا ایهــــا الــــذیـــــن آمنــــــوا…
    اي كساني كه ايمان آورده ايد! سر جدتون ، جان مادرتون، كاري به كار كساني كه
    ايمان نياورده اند نداشته باشيد
    ای کسانی که ایمان آورده اید، تکلیف این 3000 میلیارد را یکسره کنید و آن 1000 میلیارد گمشده شستا را هم بگذارید سر جاش!
    ای کسانی که ایمان آورده اید، وقتی کار اشتباهی میکنید و از شما خرده میگیرند فحش ناموسی ندهید
    ای کسانی که ایمان آورده اید، جان امواتتان اینقدر خالی نبندید ملت خر نیستند
    ای کسانی که ایمان آورده اید، از هر کجا آورده اید برید بذارید سر جاش
    ای کسانی که ایمان آورده اید. خودتان را جدی نگیرید:به بادی بندید
    ای کسانی که ایمان آورده اید، آیا آنان که با تیغ، ریش می زنند، با آنان که با
    ریش، تیغ می زنند برابرند؟؟؟
    ای کسانی که ایمان آورده اید…ما سفارش نداده بودیم٬ زنگ پایینو بزنین
    ای کسانی که ایمان آورده اید…چرا ایمانتان با دیدن تار مویی می لرزد؟
    ای کسانی که ایمان آورده اید، زیادتر می آوردید به ما هم می رسید
    ای کسانی که ایمان آورده اید ، گاهی باز گردید و به آنچه ایمان آوردید نگاهی
    دوباره بیندازید
    ای کسانی که ایمان آورده اید، «دین» ناموس شماست. آن را در معرض دید عموم قرار ندهید و عرضه نکنید و از کسی نخواهید در آن شریک تان شود
    ای کسانی که ایمان آورده اید، بهتر است زندگی کنید
    ای کسانی که ایمان آورده اید نمی خواهید بیندیشید به چی ایمان آورده اید؟
    ای کسانی که ایمان آورده اید، دوره شعبان بی مخ بازی 50 سال قبل بسر آمده خبر ندارید
    اي كساني كه ايمان آورده ايد اگر سيمان آورده بوديد تا حالا مملكت آباد شده بود!!!!
    ای کسانی که ایمان آورده اید، خودتان بروید قبل از اینکه برایتان سیفون بکشند…

  14. ارزش دارو ندار ملت نصف شد، حرامیان بی لیاقت دست از سر این ملت بردارید
    آقای خامنه ای، برادران لاریجانی، آقای احمدی نژاد، فرماندهای سپاه، مراجع شیعه حامی این رژیم ، ننگ ابدی بر شما باد
    که نان راهم از سر سفره کودکان این سرزمین
    برداشتید. نفرین بر شما که پلیدترین موجوداتی هستید که تاریخ ایران بخود دیده است. تف بر شما که با این حکومت اسلامی متعفن فقط فقر و بدبختی و تحقیر و فلاکت برای ملت به بار آوردید. با وقاحتی که فقط از سران یک حکومت اسلامی بر میاید با سکوت تماشاگر آب شدن دارایی ملت و خالی شدن سفره ها با کاهش ارزش پول ملی هستید. این خیانتها بی جواب نخواهد ماند. روزی که باید در پیشگاه ملت گاسخ این خیانت ها را بدهید بسیار نزدیک است.

  15. دلار آمریکا از مرز دوهزار و صدتومان گذشت! آقایان فکر کرده اند دلار را هم میشود با باتوم و گاز اشك آور کنترل کرد!

  16. ساشتی جان کیرم تا دسته بر دهانتان باد ازایجات اکانت های هتاک و فحاش در فرند فید با اسامی که لیافت خودتان است خسته نشدید/

  17. سلام سام،
    بابا کجایی؟..کامنت هاتو توی بالاترین و فرفر میخوندیم وحال میکردیم…گفتم اونا رو کتابچه و چاپ کن..نکردی… بیا دیگه ..دلمون برات تنگ شده….هر جا هستی سالم و شاد باشی

  18. همه پيامبران مثل هم هستن… اگه خوبن عيسي و موسي و محمد خوبن.. اگه بدن عيسي و موسي و محمد بدن…
    عقب موندگيه ما به خاطر دبن داشتن ما نيست به خاطر ناداني ماست كه تو اين وبلاگ ديدم كه ابله ترين مردمين… چرا كشورهاي پيشرفته براي پيامبر خوشودن كاريكاتور نميكشن اما واسه پيامبر ما سنگ تمام گذاشتن..؟؟؟ دستشون درد نكنه…

  19. پفیوس بی پدر و مادر چطور به خودت اجازه میدی که به ائمه توهین کنی تو کی هستی جز یه آدم غرب زده بی خواهر و مادر

  20. سلام، ساشتی کارهات و معانیشون خوبن موافقم ولی اصلا جذبه و کاریزما نداری چرا زرت و زورت به دوستات فحش میدی؟ مثلا اگه یه زمان من دوستت بودم بهم میگفتی سیکتیر میدونستم چیکارت کنم!!!

  21. از تو سوراخ موش وراجی کردن هنر نیست. حضور داشته باش تا پوزه کثیف تو و خوکهای مثل تو رو به خاک ایران که حیفه ,به فاضلاب بمالم

  22. متاسفم برای شما که به خداوند توهین می کنید!
    بی شرف عرضه بحث دارید و اگر حق با شماست به انجمن ها بیایید و بحث کنید بخصوص انجمن های دینی!!!
    من از عاقبت شما بیم دارم نکنید لااقل به پیامبر خدا یا خود خدا توهین نکنید زشته زشت!!
    خداوندا شاهد باش که من تذکرمو دادم!

  23. واقعا بعضی از ما ها جوری در مورد دین اسلام بد میگیمو و مسخرشون میکنیم که انگار خودمون فرشته ایم… من خوار و مادر اون کسایی رو گاییدم که داخل ایران هستن تظاهر میکنن که مسلمون هستن ولی مشروب میخورن دروغ میکنن سکس غیر شرعی میکنن و … کیرم دهن اونایی که فکر کردن خودشون آدمن و از بزرگانی که ناموس مارو حفظ کردن ب میگن من خودم اصلا مذهبی نیستم ولی به خودم اجازه نمیدم که در مورد انسان هایی که حداقل ۱۰ نفر عرب جاهل رو ارشاد کردن چیز بدی بگم زمان آخرت زمانی داخل جهنم سرب داغو کردن تو کون همه شما آدمای حروم زاده اونوقت میفهمین چه غلطی کردین واقعا هر چه قدر بهتون فحش بدم دلم خنک نمیشه…

  24. معلوم نیست کدوم حیوونه کمیابی با مادرت خوابیده که تویه حرامزاده متولد شدی که این اراجیفو به هم بافتی.انشالله سزای کارتو میبینی حیوان

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s